تبليغاتX
زندگی اجباریست(-.-)لاجرم باید زیست
بخوانید و بنویسید، اما یاوه نگویید
لینک‌های مفید
لینک دوستان
هستم، ولی خفن خسته‌ام

نیستم، ولی به یادتون هستم

نت زده شدم

فقط و فقط از این ناراحتم که نمیرسم جواب کامنتاتونو بدم،‌ببخشید

جبران کنم

خوش باشید

بدرود تا درودی دگر

ب-ن۱: دپرسی از سر و صورتم میباره

ب-ن۲: این یک درددل نبود، پیشاپیش از هم دردیه شما سپاسگذاریم

فوران ترشحات مغز سعید(ارشمیدس) در دوشنبه 18 اردیبهشت1391
سلام، حالتون خوبه؟ سال جدید چطوره؟ تو همین چند ساعتش بهتون خوش گذشته؟

زیاد از این تبریک‌های قشنگ قشنگ بلد نیستم، فقط به زبان شیوای پارسی بهتون میگم: هرروزتان نوروز، نورزتان پیروز، اهورامزدا پاسدارتون باشه

من پارسال یه دفتر برداشتم و با خودم قرار گذاشتم که هر روزم رو توش بنویسم و هر روز توش یه جمله بنویسم، اما مثل همه‌ی کارهای دیگه‌ام که طبق برنامه ریزیم پیش نمیره، اینم پیش نرفت، فقط تا آبان ماه نوشتم، که بعد اون بخاطر مشغله‌های فکری و ذهنی و چیزی نشد بنویسم

تئاتر و درس و چیزای مثل تنبلی باعث شد که ننویسم

بگذریم

عیدیم چی می‌تونه باشه جز آرزوی سلامتی برای همتون؟

انشاالله تنتون سالم باشه

دیگه خواستم تو این پست جمله‌هایی رو که نوشتم بذارم، شاید خوشتون اومد،‌بالاخره از هیچی بهتره، البته بگم، نمی‌دونم این جمله‌هارو کس دیگه ای جای دیگه گفته یا نه، ولی من طبق اون روزی که داشتم یه جمله تو همون مایه‌ها گفتم

اول دفتر اینو نوشتم:

به نام او، که نه کسی است و نه چیزی، اما همه کس و همه چیز ماست

اگر کویر نبود،‌باران ارزشی نداشت
اگر تاریکی نبود، نور ارزشی نداشت
اگر مرگ نبود، زندگی ارزشی نداشت
اگر گناه نبود، بندگی ارزشی نداشت
اگر کافر نبود، مومن ارزشی نداشت

کار امروز رو به فردا ننداز، شاید فردایی نباشه

دشمنات رو به یاد بسپار و دوستات رو به دل

آدم بدون آرزو مثل ماشین بدون بنزینه

اگر دیروز و امروز و فردایت مثل هم بود، یا مشکل از توست، یا از جامعه

یا همیشه دنبال بهترین فرصت باش، یا اولین فرصت رو از دست ندره، درغیر این صورت بازنده‌ای

لطف بی‌وقت، زحمت همه وقت را در پی دارد

هرآنچه بر تو گذشته، گذشته‌ی توست، آن را برای دیگران باز مگو

فقط دو نفر غم دلتو می خورن، مادر، همسر

زمان می‌گذرد، چه بخواهی چه نخواهی، اما تو می‌مانی، اگر بخواهی

توقع نداشته باش خاطره‌های شیرینت تکرار بشن، چیزی که گذشته، گذشته

غصه‌ی چیزی رو که نداری نخور، برای رسیدن بهش تلاش کن

موزه، آرامگاه خاطره‌هاست (رفته بودم موزه‌ی چای تو لاهیجان، اینو تو دفترچه موزه نوشتم)

توی عمل کردن عجله کن، اما توی فکر کردن،‌اصلا

شانس در خونه رو هر روز می‌زنه، اما این تویی که یا خونه نیستی، یا خوابی، یا در رو باز نمی کنی

اشتباهاتت رو تو زندگی خط نزن، سعی کن تغییرشون بدی

هرچیزی که نایاب‌تر باشه، با ارزش‌تره، چیزی که زیاد باشه بی ارزشه

انسان به چیزی که محدوده و کمه نیازمنده، چیزی که زیاده، نیازمندی نداره

شکم سیران حرام می‌کنند و گشنگان حرام می‌شوند

زندگی دو نقطه دارد، آغاز، پایان، بینشان هیچ چیزی نیست

از سختی‌ها بگذر، چون هرگز تمام نمی‌شوند
اما از شادی‌ها نگذر، چون زود تمام می‌شوند

ازدواج مثل انتگرال جزء به جزئه، اگه متغیرتو اشتباه بگیری هرگز به جواب نمیرسی

زندگی را زندگی کن، به دنیا آمدن و مردن کار سختی نیست

چیزی را که می خوای زود بدست آور، شاید فردا انگیزه‌ای برای داشتنش نداشته باشی

۱- شادی نبود غم است
۲- غم نبود شادی است
دیدگاه‌ها متفاوت است ولی معانی یکی

مثل ساچمه باش، کوچیک، اما توپر، ولی مثل بالون نباش، چون خیلی خیلی بزرگه، اما خالیه خالیه

شرم بر دولتی باد که مردمانش از آن ناراضی باشند ()

موسیقی سخنی است که با زبان نمی‌توان بیانش کرد(؟)

قدرت یک امپراطوری به ثروت و پهناوری‌ش نیست، به محبت و مردمداریشه

همیشه به چیزی فکر کن که بهش علاقه داری، فکر کردن به چیزی که بهش علاقه نداری، حروم کردن تخیله

این جمله‌های فروردین ماه بود  برای اینکه هم سرتون درد نیاد هم زیاد وقتتون رو نگیرم بعدی‌هارو میذارم برای آپ بعدی

خوش باشید و خوش

بدرود تا درودی دگر

سوالات:

۱- از یارانه‌هاتون چه استفاده ای می کنین؟

۲- بهترین حس دنیا چه حسیه؟(اینو حتما جواب بدین، منم تو کامنت‌ها میذارم جوابمو)

۳- پارسال سال جهاد اقتصادی بود اون بلا سرمون اومد؟ به نظرتون امسال چی میشه؟ آب معدنی چینی می‌خوریم؟ یا به چین ملحق میشیم و واحد پولمونم با چین یکی میشه؟

گفتم دیگه از فاز مرگ بیام بیرون

یه هدیه هم براتون دارم، یه هفته اینترنت بدون بوووووووق برای استفاده برید رادیوآفلاین (کلیک کن روش)

فوران ترشحات مغز سعید(ارشمیدس) در سه شنبه 1 فروردین1391
دوم اسفند سال یک هزار و سیصد و شصت و هشت ساعت ۴ بامداد

صدای گریه

ضربه های دکتر به پشتم

بریدن بند جفت

صدای اذان

پتویی سفید

آغوش مادر

و من       متولد شدم

بیست و دو سال از اون روز می گذره

و من هر سال این روز رو جشن گرفتم

به رسم عادت و تکرار، تولدم را جشن میگیرم

پ-ن: چیزی به ذهنم نمیرسه، انشاالله پست تکمیلی رو بعدا میذارم

امسال از کیک تولد خبری نیست، دیگه پارسال به اندازه‌ی کافی ازتون پذیرایی کردم

فوران ترشحات مغز سعید(ارشمیدس) در سه شنبه 2 اسفند1390
حیف نمی‌تونم پست‌های کوتاه کوتاه بذارم، بدم میاد، اگه می‌تونستم و خوشم می‌اومد وبم هر چند ساعت یه بار آپ میشد

خیلی از حرف‌هام رو می‌خورم، یا تو قبرستون مغزم دفن می‌کنم، یا به فراموشی می‌دمشون، دوست خوبیه این فراموشی، میاد همه چیز رو میبره، بدون اینکه منتی بذاره، یا چیزی رو بشکنه

کاش میشد می‌گفتم اون چیزهایی رو که تو مغزمه،‌بدون اینکه کسی با چشم چپش، چپ چپ بهم نگاه کنه

بگذریم

تنها جمله‌ایه که این روزها خیلی تکرار می‌کنم

گذشتن بهتر از موندن و زجر کشیدنه، حداقل می‌دونی گذشتی و نموندی

بگذریم

نفهمیدیم و نفهمیدنمان، نفهمم بودیم که نفهمیدیم نفهمیدنشان را

سوال: عزرائیل میاد بالا سرت، میگه باید بریم، ولی می‌تونی یه نفر رو ببینی و باهاش خداحافظی کنی؛ کیو انتخاب می کنی تا باهاش خداحافظی کنی؟ اصلا خداحافظی می کنی، یا اینکه بی‌خداحافظی و بی‌معطلی میذاری میری؟

بدرود تا درودی دگر

ب-ن: تصمیم دارم عنوان وبم رو عوض کنم، یه چیزی بذارم که توصیف بهتری داشته باشه، مثلا، یک انسان مجازی شده، استفراغ‌های مغزم، یا جمع این دو: استفراغ‌های مغز یک انسان مجازی

ب-ن۲: خیلی وقت‌ها تو حالت بیکاری داستان‌های قشنگی به ذهنم میرسه، اما فکر می کنم فقط برای خودم قشنگن، بخاطر همین هیچ‌وقت نمی‌نویسمشون، میذارم تو ذهنم ساخته بشن، بعد نابود بشن و فراموشی اونارو با خودش ببره، حس قشنگیهِ این دیدنِ نابود شدنِ زیبایی‌ها

فوران ترشحات مغز سعید(ارشمیدس) در یکشنبه 9 بهمن1390
سلام٬ خوبین انشاالله؟

به سلامتی اگه خدا بخواد منم به جمع اینترنت داران پرسرعت(خیر سرشون البته) پیوستم٬‌البته برام خیلی خرج برداشت٬ اما بالاخره کاری نمیشه کرد٬‌مجبور بودم

این سری هم آلبوم مرتضی پاشایی رو کلا برای هم دانلود٬ هم گوش دادن و هم کد موزیک گذاشتم٬ امیدوارم لذت ببرید

 

کد موزیک سری سوم - آلبوم مرتضی پاشایی

اینم سه تا آهنگ برای نمونه:

مرتضی پاشایی- به گوشت میرسه          مرتضی پاشایی - می‌میرم       مرتضی پاشایی- یکی هست

          

امیدوارم لذت ببرید

بدرود تا درودی دگر

ب-ن: سوالات فقط برای پست هایی با مضمون دلنوشته است


تگ‌ها: کد موزیک مرتضی پاشایی, آهنگ مرتضی پاشایی, دانلود کد موزیک, ماه من, یکی هست مرتضی پاشایی
فوران ترشحات مغز سعید(ارشمیدس) در یکشنبه 2 بهمن1390
چند تا اسکین یا همون پوسته(به زبان پارسی) برای ویندوز مدیا پلیر میذارم٬ تا بلکه استفاده کنین وبهره ببرین و مدیا پلیرتون از حالت یکنواختی در بیاد٬ البته به احتمال خیلی زیاد خیلی هاتون از نرم افزار های دیگه استفاده می کنین که اگه اسکین های اونهارو هم پیدا کردم براتون میذارم٬ ولی وجدانا بعد این همه سال آهنگ گوش کردن هیچی مدیا پلیر نمیشه٬ اینم چندتا اسکین٬ برای سری اول

             

دانلود Canvas-media player skin                       دانلود Dreamcatcher-media player skin

           

دانلود HEART-media player skin                        دانلود Optik-media player skin

         

دانلود Radio-media player skin                          دانلود Toothy-media player skin

موفق باشین

در صورتی که دانلود کردین و با یه برنامه مثل winrar یا zip ویندوز باز شد، این کار رو انجام بدین:

My Computer رو باز کنین، برین توی منوی tools بعد برین folder option بعد برین تب view بعد تیک کنار این گزینه رو غیرفعال کنین Hide extensions for known file types

بعد فایلی رو که دانلود کردین پیدا کنین و به جای zip. بنویسین wmz. ، بعد یه پیغام میده که باید yes  بزنین

برای ویندوز سون هم تقریبا همینطوریه

اینم فیلم آموزشیش

دانلود فیلم ‌آموزشی تغییر فرمت فایل ها (با حجم 1.49mb)

بدرود تا درودی دگر


تگ‌ها: windows media player skin, اسکین های مدیا پلیر, پوسته مدیا پلیر, Optik, Dreamcatcher
فوران ترشحات مغز سعید(ارشمیدس) در یکشنبه 2 بهمن1390
آخرین قسمت فیلم هری پاتر رو امشب دیدم، قشنگ بود، نه از لحاظ سینمایی، از لحاظ اینکه تمام اتفاقات داستان هری پاتر به یه نقطه ختم شد و تموم شد

اونایی که هری پاتر رو خوندن می دونن من چی میگم، ولی نه همشون، اونایی که نویسنده‌ان و دنیاشون با دنیای بقیه‌ی آدما فرق داره می دونن من دقیقا چی میگم

دوتا جمله به ذهنم رسید، می نویسم، شاید، یه روزی ...، بماند

شاید از جمله‌هام خوشتون نیاد، اشکال نداره، یه روزی به عمقشون پی می برین

یه روزی همه چیزتموم میشه، همه چیز
خدا می مونه و، خاطراتش با ما زمینی‌ها

آدم‌ها توی تاریخ ثبت میشن، همشون
ولی اینکه از چه کسی، چه چیزی به یاد می مونه، مهمه

سوال قبلی که به مزاج بعضیا خوش نیومد، نمی دونم شاید مرگ رو نشناختن

سوال: اگه کل دنیا رو بکنن یه کتاب و برای هر کسی یه تعریفی بنویسن، دوست داری جلوی اسمت چی بنویسن؟

زدم تو خط تاریخ


تگ‌ها: هری پاتر, تاریخ, مرگ, زمینی‌ها, سینما
فوران ترشحات مغز سعید(ارشمیدس) در شنبه 17 دی1390

خب به یه دلیلی پستم حذف شد، ولی برای اینکه خالی نباشه یه چیزی میذارم

چند روز پیش با دوستم سر سرعت تایپ کل کل کردیم، اون گفت من تو یه دقیقه ۱۶۰ تا حرف تایپ می کنم، منم که تا حالا اینو تست نکرده بودم،‌نمی دونستم سرعت خودم چقدره،‌بخاطر همین چیزی نگفتم، اونم هی کری می خوند، گفتم فعلا بگو،‌رفتم خونه می ترکونمت

شب شد اومدیم خونه،‌تو یاهو بهم گفت، سعید من ترکوندم، تو یه دقیقه ۲۰۶ تا حرف تایپ کردم، بدون محاسبه ی فاصله ها، گفتم وایسا ببینم من چند تا میزنم

جاتون خالی وورد رو باز کردم، تایم رو گرفتم و شروع کردم به تایپ کردم، یه دقیقه که تموم شد تعداد حروف رو محاسبه کردم،‌گوشام خورد زمین بگو چند تا بود، ۲۸۴ تا بدون فاصله، ۳۱۵ تا با فاصله

سریع رفتم بهش گفتم، داشت روانی میشد، نزدیک بود از تو مسنجر خفه ام کنه

خلاصه این یه پیش مقدمه بود برای این چیزی که می خوام الان بگم

تو این مسابقه تایپ، بداهه یه چیزی نوشتم، بعدا یه بار خوندمش، دیدم بد نیست، گفتم اینجا بذارم، شاید خوشتون اومد، این اولیشه:

نمی دونم چی بنویسم، هر چی که می خوام بگم یه مشت چرت و پرته
اما نمی دونم چرا باید این کارو بکنم،‌هر جا که میرم یه مشت آدم خرفت دور و برمو گرفتن
هرجا که می خوابم زیرش آب داره رد میشه
آخه چرا باید این زندگی مزخرف رو تحمل کرد؟
به هرکسی سلام می کنی فکر می کنه عاشقش شدی
آخه نمی دونم عشق چیه؟
چرا باید به هر کسی بگی دوست دارم؟

اینم دومیش:

روزی روزگاری درختی بود تنها و بیکس
همه او را لگد می کردند
اما نمی دانم چرا من عاشق او شده بودم
همیشه از کنارش رد میشدم او را بو می کردم و می بوسیدم
همیشه در کنارش آرامش داشتم همیشه به کنارش می رفتم و دانه دانه ی میوه هایش را میچیدم و بو می کردم
نمی دانم
شاید عاشقش شده بودم
شاید

اینم سومیش:

همیشه تنها بودم
همیشه مرا در گوشه ای تنها نگه میداشتند و به من می خندیدند، نمی دانم چرا؟
شاید من برایشان یک بازیچه بودم
شاید آنها مرا به عنوان مضحکه و اسباب بازی خود میدیدند
ولی من خوشحال بدوم
خوشحال بودم که میدیدم مردم شادند
آنها همیشه می خندیدند و از خنده ریسه می رفتند
صحنه ی زیبایی بود وقتی میدیدم که مردم می خندیدند

خوب و بد بودنشو ببخشید، همینجوری بدون اینکه حتی یه ثانیه بهشون فکر کنم نوشتمشون، دیگه مسابقه تایپ این چیزا سرش نمیشه

سوال: تا حالا فکر کردی رو سنگ قبرت چی بنویسی؟

من چند شب پیش این به ذهنم رسید:" عمری بر آدمیتم خندیدید، حال که مرده ام، گریه تان برای چیست؟"

یکی از بچه هام توی فیس ب.و.ک نوشت:" نمیذارم تاریخ تولد و مرگمو روی قبرم بنویسن، نمی خوام کسی بدونه توی این دوره از تاریخ زندگی می کردم"

اینم برای میترا، کد موزیک خواسته بود

لینک کد موزیک صفحه 2

( Coco Rosie-Beautiful Boyz ٬ Barriers ٬  Jane_s Addiction - Superhero ٬‌ otaghe abi-The-Ways-Band اتاق آبی )

واسه مه لقا رو هم بعدا میذارم

اینم همون نمودار پست قبلی، می تونین با نقاشی ویندوز نمودار زندگیتون رو توش بکشین

دانلود نمودار خالی


تگ‌ها: اتاق آبی, the ways, کد موزیک اتاق آبی, نقاشی, نمودار
فوران ترشحات مغز سعید(ارشمیدس) در شنبه 10 دی1390
خدمتی دیگر از سعید

از این به بعد می خوام براتون کد موزیک بذارم، آهنگ های درخواستی خودتون رو بگید تا براتون کد موزیکش رو بذارم

لینک صفحه ی کد موزیک

 ( BLACKFIELD-1,000 PEOPLE٬   AaRON -U-Turn Lili ٬ AaRON - Endless Song  ٬ a thousand years-sting  )

منتظر بقیه اش باشید

                     کامنت، پست پایینی

جواب کامنت هارو میدم 

فوران ترشحات مغز سعید(ارشمیدس) در یکشنبه 20 آذر1390
سلام

دیگه اینقدر اومدم اینجا عذرخواهی کردم بابت تاخیر خودم خسته شدم،‌شماهارو نمی دونم

خوبین؟

این سری گفتم یه آپ تقریبا متفاوت بذارم، گفتم نمودار زندگیمو بذارم، خودم چند وقت تصمیمشو داشتم، تا اینکه امشب وقتش و حسش شد،‌گفتم بذارم رو وب بلکه اگه یه روزی کل هاردمون ترکید خدایی نکرده،‌زبونم لال، استغفرالله، اینجا داشته باشم

یخورده فقط ابعادش بزرگه، کوچیکشو میذارم اینجا، خواستین بزرگترشو دانلود کنین

نمودار زندگی یک تقریبا انسان

دانلود همین عکس بالایی

شما هم اگه دوست داشتین می تونین این کارو بکنین، نمونه ی نمودار رو بهتون میدم بذارین

تقریبا میشه گفت شبیه یه بازیه وبلاگی میشه، اگه دوست داشتین بگین براتون دعوتنامه بفرستم

موفق باشین

یه توضیح بدم اگه نفهمیدین قضیه چیه، من سالی های تولدم رو نوشتم، بعد یه نمره از صفر تا ده دادم، مثلا رشد جسمیم از صفر رسیده به نه و خورده ای، اینجوریاست

سوال این پست: اگه زندگیت رو به صورت یه فیلم درست کنن، همه ی صحنه های زندگیت رو، اجازه میدی کسی اونو نگاه کنه یا نه؟

شاید یخورده بی معنی باشه، اما اگه برین تو عمقش یه چیزایی دستگیرتون میشه

شاد باشید و سربلند

بدرود تا درودی دگر

ب-ن ۱: قالب قراره به زودی عوض شه، بعد می خوام همه ی دوستانی که به وبم سر می زنم رو لینک کنم،‌حتی شما، بله خود شما پس ممنون میشم کمکم کنین، چون من یادم نمی مونه به کی سر بزنم، این لینکا کمکم می کنه، ممنون

فوران ترشحات مغز سعید(ارشمیدس) در دوشنبه 30 آبان1390
درباره وبلاگ

به نامه خداوند آب و خاک
که مرا نهاد در این خاک پاک

به ساله 68 بود زاییدنم
ناخواسته آوردنم روی خاک

نهادند نامم سعید و خواهد بود نامم
تا که روزی روم به نزد یارانه پاک


یک دنیا حرف دارم و یک برگه ی سفید
می نویسم تا که شاید، روزی، تمام شود، این حرف های ناگفته ام
امکانات وب

ESS User/Pass:

Username:TRIAL-61367395
Password:8vhes38u5h

Username:TRIAL-61367403
Password:vh4dbxbdk6

Username:TRIAL-61367424
Password:ja2erbtspa

Username:TRIAL-61367432
Password:aujea8vb6u

Username:TRIAL-61367436
Password:ct58fsk7n6

Username:TRIAL-61367441
Password:kbuatcxku4

Username:TRIAL-61367443
Password:dnud2hnvt8

Username:TRIAL-61367451
Password:5afchdpdbt

Username:TRIAL-61367457
Password:2k38v65ksa

Username:TRIAL-61367386
Password:uf6k8v6kdc

Username:TRIAL-61367390
Password:xepcehufvm

Username:TRIAL-61367465
Password:n7k8e4658v

Username:TRIAL-61367467
Password:hjkck8ud84

Username:TRIAL-61367472
Password:r3cdxr8sex