زندگی یعنی چه؟
یعنی به دنیا آمدن و زیستن و از دنیا رفتن؟
آیا زندگی این است ؟
زندگی انسانی که خداوند آن را اشرف مخلوقات خوانده است؟
زندگی انسانی که درست شدن غالب گلی آن چهار هزار سال طول کشیده است؟
آیا زندگی این انسان باید چنین باشد؟
زندگیی که نصف آن را خواب است؟
و نصف دیگر را که بیدار، مشغول رفع مشکلات خود است؟
آیا خداوند که این جهان به این عظمتی را در اختیار این انسان قرار داده ،
برای او چنین عمر کوتاهی را گزیده است؟
چنین عمری که نصف آن را وقت شناختن افراد می کند و
نصف دیگر را برای عادت کردن به آنها می گذراند؟
انسانی که نیمی از عمر خود را صرف آموختن می کند و
نیمه ی دیگر را صرف آموختن به فرزندان خود تا آنها نیز
آموخته های خود را به فرزندان خود بگویند؟
پس این انسان کی قرار است عمر خود را صرف خود کند؟
کی قرار است با دیگران زندگی کند و به آنها اعتماد داشته باشد؟
کی قرار است آموخته های خود را به کار گیرد؟
آیا با چنین عمر کوتاهی انسان می تواند
((زندگی کند))؟؟؟
پس عدالت خدا چه می شود؟
نظم آن چه می شود که بر عالم حاکم است؟
تا کنون اینها را از خود پرسیده اید؟
یا نه کور کورانه زندگی کرده اید و به فکر فردای خود بوده اید تا چگونه آن را بگذرانید؟
آیا تا کنون سر به عقب برگردانده اید تا ببینید بر شما چه گذشته است یا بر خود چه گذرانده اید ؟
این سوالات را از خود بپرسید و به زندگیی که تا کنون داشته اید فکر کنید ؟
ببینید آیا عدالت در مورد شما برقرار شده است؟
اما فکر نکنید،
من جوابش را می گویم:
عدالت در مورد شما کاملا برقرار شده است نه تنها در مورد شما بلکه برای همه ی انسان هایی که تا کنون زیسته اند و اکنون زیستن را تجربه می کنند.
خداوند عدالت را برای شما برقرار کرده است،
شما در این دنیا فقط می کارید،
اما جوابش را فقط در آن دنیا می بینید.
در آن دنیا هر چه را که کاشته اید برداشت می کنید.
پس به این دنیا فقط به چشم یک باغچه ی کوچک نگاه
کنید و به آن دنیا به چشم فصل برداشت، در آن دنیاست که
هر چه که در باغچه ی کوچک خود كاشته ايد برداشت می کنید.
پس حرصش را نخورید و به فکر کاشتن باشید.
|
ادامه مطلب|
فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*درچهارشنبه 29 شهریور1385ساعت12:46
|
 |