تبليغاتX
در عجبم از کار این خلق بی خرد که ناراضیند از آنچه که دارند، اما ندانند آنچه که دارند نداشته ی دیگران است 

خدایا، به هر آنچه داده ای و نداده ای شکر، که داده ات رحمت بوده و نداده ات حکمت 

انسانیت را در ذات خود بجو نه در کوچه پس کوچه های زندگی 

*-.-* زندگی اجباریست (-.-) لاجرم باید زیست *-.-*

زندگی اجباریست (-.-) لاجرم باید زیست

درباره وبلاگ

 

به نامه یزدانه پاک
که مرا نهاد در این خاکه پاک

به ساله 68 بود زاییدنم
ناخواسته آوردنم روی خاک

نهادند نامم سعید و خواهد بود نامم
تا زمانی که روم به نزد یارانه پاک

سلام دوستای گلم
اسمم سعید ارشمیدسه( یعنی بهم میگن)
، 19 ساله از شهریار (اصالتا لاهیجانیم)
خوشحالم که وبلاگم سر زدید
من می خوام پچ پچای خودم
با دلمو که تو تنهایی ها با هم می کنیم
براتون بنویسم کنارش از فلسفه ترفند و جوک و اس ام اسای تاریخ گذشته و همه همه چیز براتون می نویسم

امیدوارم با نظراتون منو یاری کنید که بهتر و بهتر بنویسم


 

منوی وبلاگ

 

صفحه اول وبلاگ
آرشیو وبلاگ
(پروفایل سعید(ارشمیدس
عناوین مطالب وبلاگ

 

بايگاني وبلاگ

 

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385

 

آرشیو موضوعی

 

اولین نگاه
یادگار غربت
داستان
ترفند
دل نوشته
دانلود
تئوری ها
جملات زیبا
چرند و پرند

 

لينگ رفقاي گل

 

کل کل تو ایران
GESTURE
Life - a girl from paradise
همه جوره از همه جا
............یه لحظه لطفا
با مای بیبی سرتونو مثل یه مرد بالا بگیرین
شبگرد منتظر
بچه های باحال
تنها ماندم ....
دریای احساس
دفتری برای ثبت خاطرات عاشقانه
قطره بارانم
ابرهای بارونی,روزهای جوونی
آنتی بوی
جادوی سکوت
4LI (پسرخاک)
عشقبازی
دختر تنها
ناگفته های 12 دختر همکلاسی
•¤¤• مثل یک رویا •¤¤•
غریبه ی رهگذر
عشق ابدی من ......
سلام همسایه های 2
از روی دلتنگی
علیرضا ملیکا
یه دختر باحال و خفن
ღ♥ღ درگذشت خاطره ها ღ♥ღ
میلام...بارسلونا...پرسپولیس
★★بیاتوتفریح کن★★
چرت پرتایه یه آدم دیوونه
بچه باحالا بیان اینجا
یه شب مهتاب
باغ ستاره
تالار دلتنگی
حرف های نگفته قلب یک عاشق به معشوقش
سکوت پر صدا
°”خاطرات دخترک دانشجو`”°
اشعار یک شاعر مرده
سکوت
به کدامین گناه !!! (زندگی جاریست)
جزیره عشق
فقط سیاوش
نیلوفر مرداب
عاشقانه می نویسم
عکس ماشین
تنهاترین دختر
من دیگه عاشق نیستم(خسته ام خسته...)
عشق
یه بوسه گنده
من و خیال و خاطره
طرفداران هيلاري
(دنیای من( حتما ببینید
قلب های شکسته
پرتقالی
فقط به خاطر تو
(`'•_¸کلبه ی تنهایی ¸_• '´)
............ و اما عشق
فقط به خاطر تو عزیزم
الهه ی سکوت
الهام الهه پیروزی پرسپولیس
اونایی که کالبد شکافی نشدن
گوسفند زنده
ژاکوب
!بخوانیدش آس مان، پر از شب و تنهایی!
گاه نوشت
رویای کاغذی
عکسهاي خفن داغ داغ داغ بيا توووووووو
! عاشق فراری !
سینوس 360 درجه ی ما چند نفر
nice_sentences
کلبه سرد
احــسـاس مـحـبـت
دختری از جنس تنهایی

 

آمار وبلاگ

 

 

نظرسنجی وبلاگ

 

آهنگ وبلاگ

 


 
 
نامه چارلی چاپلین به دخترش

نامه چارلی چاپلین به دخترش  

ژرالدين دخترم:

اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بی سلاح خفته اند. 

نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن٬ به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از توليسدورم، خيلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند.

تصوير تو آنجا روی ميز هست . تصوير تو اينجا روی قلب من نيز هست. اما تو کجايی؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزليزه" ميرقصی . اين را ميدانم و چنانست که گويی در اين سکوت شبانگاهی ٬ آهنگ قدمهايت را می شنوم و در اين ظلمات زمستانی٬ برق ستارگان چشمانت را می بينم.

شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايرانی است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی گلهايی که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياری داد٬ در گوشه ای بنشين ٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم٬ ژرالدين من چارلی چاپلين هستم . وقتی بچه بودی٬ شبهای دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم . قصه زيبای خفته در جنگل ٬قصه اژدهای بيدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پيرم می آمد٬ طعنه اش می زدم و می گفتمش برو .

من در رويای دختر خفته ام . رويا می ديدم ژرالدين٬ رويا.......

رويای فردای تو ، رويای امروز تو، دختری می ديدم به روی صحنه٬ فرشته ای می ديدم به روی آسمان٬ که می رقصيد و می شنيدم تماشاگران را که می گفتند: " دختره را می بينی؟ اين دختر همان دلقک پيره .

 

اسمش يادته؟ چارلی " . آره من چارلی هستم . من دلقک پيری بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم ٬ و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها ٬ و بیشتر از آن ٬ صدای کف زدنهای تماشاگران ٬ گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا ٬ و زندگی مردمان را تماشا کن.

زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را ٬ که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد . من یکی ازاینان بودم ژرالدین ٬ و در آن شبها ٬ در آن شبهای افسانه ای کودکی های تو ، که تو با لالایی قصه های من ٬ به خواب میرفتی٬ و من باز بیدار می ماندم در چهره تو می نگریستم، ضربانقلبت را می شمردم، و از خود می پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟

............. تو مرا نمی شناسی ژرالدين . در آن شبهای دور٬ بس  

 قصه ها با تو گفتم ٬ اما قصه خود را هرگز نگفتم . اين داستانی  

شنيدنی است‌:  

داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترين محلات لندن آواز می خواند و می رقصيد و صدقه جمع می کرد .اين داستان من است . من طعم گرسنگی را

چشيده ام . من درد بی خانمانی را چشيده ام . و از اينها بيشتر ٬ من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می زند ٬ اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند ٬ احساس کرده ام.

با اينهمه من زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند نبايد حرفی زد . داستان من به کار تو نمی آيد ٬ از تو حرف بزنيم . به دنبال تو نام من است:چاپلين . با همين نام چهل سال بيشتر مردم روی زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند ٬ خود گريستم .

ژرالدين در دنيايی که تو زندگی می کنی ٬ تنها رقص و موسيقی نيست .

نيمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تأتر بيرون ميايی ٬ آنتحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن ٬ اما حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند ٬ بپرس ٬ حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولی برای خريدن لباس بچه اش نداشت ٬ چک بکش و پنهانی توی جيب شوهرش بگذار . به نماينده خودم در بانک پاريس دستور داده ام ٬ فقط اين نوع خرجهای تو را٬ بی چون و چرا قبول کند . اما برای خرجهای ديگرت بايد صورتحساب بفرستی .  

گاه به گاه ٬ با اتوبوس ٬ با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن٬ و دست کم روزی يکبار با خود بگو :" من هم یکی از آنانهستم ." تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند .

و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگرانرقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوبمی شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است. در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر " شانزلیزه " خبری نیست .

نور افکن رقاصگان کولی ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آیا بهتر از تو نمی رقصند؟ 

اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد .

همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند .و این را بدان که درخانواده چارلی ، هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن ، ناسزایی بدهد .

من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم .هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : " دومین سکه مالمن نیست . این مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد ."

جستجويی لازم نيست . اين نيازمندان گمنام را ٬ اگر بخواهی ٬ همه جا خواهی يافت .

اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم ٬ برای آن است که ازنیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم٬ من زمانی دراز در سیرک زیسته ام٬ و همیشه و هر لحظه٬ بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند٬ نگران بوده ام٬ اما این حقیقت را با تو می گویم دخترم : مردمان بر روی زمین استوار٬ بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار ٬ سقوط می کنند . شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد . 

آن شب٬ این الماس ٬ ریسمان نا استوار تو خواهد بود ٬ و سقوط تو حتمی است .

شاید روزی ٬ چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند٬ آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی ٬ همیشه سقوطمی کنند .

دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ٬ این الماس بر گردن همه می درخشد .......

.......اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش ، به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی ، شایسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، این را می دانم .

به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند .

برهنگی ، بیماری عصر ماست ، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم .

اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری .

بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد.....

 

|ادامه مطلب|   فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*دردوشنبه 24 دی1386ساعت4:27   
12تيپ خانمي كه بايد از آنها دوري كنيد
۱۲ تيپ خانمي كه بايد از آنها دوري كنيد

  این امکان وجود دارد که هر کدام از ما در مورد خانم ها اشتباه کنیم. بیشتر افراد جذب زیبایی هایی ظاهری شده و به سرعت گول می خورند. برخي با بوسیدن پای زنانی که به آنها مانند یک تکه آشغال نگاه می کنند، فقط خودشان را کوچک کرده اند. شاید وقت و هزینه های گزافی را صرف خانم هایی کنید که تنها قصد سوء استفاده از شما را دارند. اما آیا از اشتباهات خود درس می گیرید؟ نه، هر بار به خود قول می دهیم که متفاوت عمل کنیم. تصور می کنیم که اگر سخت تلاش کنیم و از انجام برخی کارها خودداری نماییم، نتیجه تغییر خواهد کرد. خوب اگر شما همچنان همان تیپ های همیشگی را انتخاب کنید، هیچ چیز تغییر نمی کند؛ و مجددا، بارها و بارها قلب شما شکسته خواهد شد. باید از خود در مقابل خانم هایی که در لیست زیر می بینید، به شدت محافظت کنید، تا بتوانید درقرارهای ملاقات خود یک قدم به سمت موفقیت نزدیک تر شوید.

1- خانم های فمینیست
این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که آلت تناسلی خود را  قطع کرده و یک جفت تخمدان به خود پیوند بزند. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها با آلت خود فکر می کنند." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.

 

2- خانم های پولکی
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که زنانگی شان از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک  طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.

 

3- خانم های رمانتیک
این نوع خانم ها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. او هر شب به تنهایی به خانه می آید و مجله های مربوط به عروسی را ورق می زند و در عین حال در انتظار شاهزاده ای است که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی، نظیر پرداخت صورتحساب ها و تمیز کردن دستشویی ها نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، شب ها ملافه را بر رویش بکشد و تمام شب بر بالینش بیدار بماند تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید!

 

4- خانم های بدگمان
این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید.

 

5- خانم های عصبانی
مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید.

 

6- خانم های نامطمئن
در نگاه اول چنین خانم هایی خیلی خوب جلوه می کنند؛ با شما به مهربانی رفتار می کنند و خوش مشرب هستند. اماچیزی نمی گذرد که ترس های درونی اش پدیدار می شوند.  روزی 10 مرتبه به شما تلفن میزند تا بپرسد "رابطه در چه حالی است؟" یا اینکه "تنها می خواهد صدای شما را بشنود." او می خواهد مطمئن شود که به اندازه کافی جذاب است؛ دائما نگران آرایش صورت و موها و همینطور لباس هایش می باشد. او محتاج و نیازمند است و همواره با این ترس زندگی می کند که مبادا آقا او را به خاطر "خانم بهتری" ترک کند. این دسته از افراد خیلی زود خود را آویزان شما می کنند.

 

7- خانم های هرزه
اخلاق این خانم ها واقعا عجیب و غریب است. آنها افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه می کنند و فقط به خودشان اهمیت می دهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. بیشتر خانم های هرزه به فکر پول و مال و منال نیز هستند درست مثل خانم های پولکی. آنها معمولا خوش قیافه و خوش لباس هستند و به راحتی با اخمی که در چهره دارند قابل شناسایی می باشند.

 

8- خانم های منم منم
مثل خانم هرزه، خانم منم منم نیز فقط برای خودش ارزش قائل است. او می خواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که می خواهد انجام دهد و هر کجا که می خواهد برود. او خود خواه و خود محور است. شیفته خودش می باشد و به عنوان "دختر کوچولوی بابایی" بزرگ شده، و انتظار همان توجهات را از شما دارد. هر چند این امکان وجود دارد که شما از مصاحبت دخترهای لوس و مامانی لذت ببرید، اما باید تا آنجا که می توانید خود را از آنها دور نگاه دارید.

 

9- خانم های نا امید
شرایط هر طوری که می خواهد باشد این خانم فقط به ازدواج فکر می کند – آن هم همین حالا – برای او مهم نیست که شخص مورد نظر چه کسی است و شغل او چیست. تا زمانی که مردانگی داشته باشد، می تواند او را راضی نگه دارد. مراقب این یکی هم باشید!

 

10- خانم های دمدمی
او در ابتدا از خیلی چیزها چشم پوشی می کند که همین امر باعث جذب شدن مردها به سمتشان می باشد. او به شما چیزی را تحویل می دهد که دقیقا توقع شنیدش را دارید؛ اما زمانیکه رابطه عمیق تر شده (یا به ازدواج کشیده می شود) شما تازه با چهره حقیقی او آشنا می شوید. بانوی عزیز شما یک شبه، تبدیل به یک آدم حریص، طماع، پولکی، و حیوان صفت می شود که اگر به خواست هایش نرسد شما را عذاب خواهد کرد.

 

11- خانم آزار دهنده
معمولا این مدل خانم ها از یک کیلومتری قابل تشخیص هستند. آنها با شما معاشقه می کنند و جاذبه های جنسی شان را به نمایش می گذارند. گاهی اوقات به دنبال مردهای پر سن و سال تر هستند. آنها اغلب مردها را از نظر جنسی تحریک می کنند و بعد راه خود را می گیرند و می روند. آنها مردها را مانند زنبورهایی که به سمت عسل کشیده می شوند به سوی خود جلب می کنند. هر طوری که با شما رفتار کنند، هیچ گاه نباید به آنها اعتماد کنید زیرا اگر مرد بهتری را پیدا کنند به سادگی آب خوردن از شما دل کنده و به سمت او می روند.

 

12- خانم قدرت طلب
آنها انسان های پستی هستند که می خواهند قدرت کنترل تمام امور زندگی شما را به دست گیرند. آنها به شما می گویند چه لباسی بپوشید، کجا بروید، با چه کسی صحبت کنید، با چه کسانی می توانید دوست باشید، چه چیزی می توانید بخورید... و خلاصه همه چیز. و اگر بخواهید در مقابل عقاید آنها از خود مقاومت نشان دهید، اخم هایشان در هم فرو می رود، شما را از سکس محروم می کنند، گریه و زاری راه می اندازند و از هر سلاح و تاکتیک دیگری که بلد هستند کمک می گیرند، تا شما را از پای در آورند و چاره دیگری جز سر فرود آوردن در مقابل خواست هایشان را برایتان باقی نخواهند گذاشت.

                                             منبع

|ادامه مطلب|   فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*درپنجشنبه 6 دی1386ساعت22:4   
ستاره

یه شب دیدم تو آسمون

 

ستاره ای چشمک زنون

 

خندیدو گفت :

 

 کنارتم تا آخرش تا پایه جون

 

ستاره ی قشنگی بود

 

آروم و ناز و مهربون

 

ستاره شد عاشق منو

 

 منم شدم عاشق اون

 

اما زیاد طول نکشید

 

عشق منو ستاره جون

 

ماهه اومد ستاره رو

 

دزدید و برد نامهربون

 

ستاره رفت با رفتنش

 

منم شدم بی همزبون

 

حالا شبا به یاد اون

 

چشم میدوزم به آسمون

 

|ادامه مطلب|   فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*درچهارشنبه 5 دی1386ساعت17:35   
شعر4 ؟

یار و یاور را چه کس غمخوار است؟

در این زندان قصر کسی را یار هست؟

به عمری گشتن بیهوده بهر یار

جز باختن عمر کسی را کار هست؟

پی یار دو صد دل را گشتیم

به خیال خود یکی از دل هابه یاد ما هست

نیافتیم جز دلی مانند سنگ

آیا سنگ ها را احساس هست؟

To L

|ادامه مطلب|   فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*درسه شنبه 4 دی1386ساعت23:7   
شعر3 ؟

خود را در کنار ساحلی می دیدم

بی یار و عشق با وفا می دیدم

گذشته را از پس خویش

همچون آینده ای دور می دیدم

هر از گاهی به امید دیدنش

سرابی در دل کوه می دیدم

چه کنم در دل خود

او را یار ی با وفا می دیدم

یادم آید آن روز گرم

که بدنش بر شن لخت ساحل می دیدم

چو نگاهش می کردم

خود را ناسیر از او می دیدم

قدمی به سویش برداشتم

گفتمش تو را زدور می دیدم

گفت منم نیز چو تو

گهی تو را زیر چشمی می دیدم

قدمی سوی ساحل برداشتیم

خود را بر روی امواج می دیدم

عشقی پاک ز خود بر من داد

وای ، چه عشقی از او می دیدم

گذری کوته بر روز کردیم

حیف که من فقط روی او می دیدم

خورشید عمرش به سر می آمد

اما من او را زسر طلوعی دیگر می دیدم

گفت : روز به سر آمد و

من روزم را با یکی دیگر نیز دیدم

ز حرفش لحظه ای ایستادم

جز سیاهی چشمش چیزی نمی دیدم

بوسه ی بر گونه ام زد

برگشت و من رفتش می دیدم

کنار ساحل ماندم و غروب خورشید را

از سر مرگ عشق خود می دیدم

To L

|ادامه مطلب|   فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*درسه شنبه 4 دی1386ساعت23:1   
.:. مطالبي که قبلا نوشتم، حتما بخونيد.:.
:: بابا رفت (کجا رفت؟)
:: ساینا جون تولدت مبارک
:: امام رضا تولدت مبارک، انشاالله صد سال دیگه بازم تولدت تو همین روز باشه
:: نفس نکش
:: مناسک دانشگاه
:: حذف تو حذف
:: تا اطلاع ثانوی تعطیل است
:: عشق چگونه است؟
:: بازیه بی معنی نویسی
:: شب ضربت
:: اندر احوالات کابینه ی شیطان
:: اندر احوالات شیطان و برصیصای عابد
:: یادگار غربت7
:: من برگشتم
:: نرم افزار های توپ 2
:: نرم افزار های توپ
:: کمک می خوام، دنبال اسم دخترم برای خواهر زاده ی آینده ام
:: یادگار غربت 6
:: سیب ممنوعه
:: روزنگار تعطیلات عید
:: سال 1388 مبارک
:: روز عجیب
:: زاهد
:: تولدم مبارک، یادتون نره من ساعت 4 به دنیا میام
:: یادگار غربت 5
:: یادگار غربت 4
:: یادگار غربت 3
:: بازی پرتاب لنگه کفش سمت جرج بوش 2
:: بازی پرتاب لنگه کفش سمت جرج بوش
:: عید مبارک

code Code Design By : chum.blogfa.com

Code--chum.blogfa.com-->