تبليغاتX
در عجبم از کار این خلق بی خرد که ناراضیند از آنچه که دارند، اما ندانند آنچه که دارند نداشته ی دیگران است 

خدایا، به هر آنچه داده ای و نداده ای شکر، که داده ات رحمت بوده و نداده ات حکمت 

انسانیت را در ذات خود بجو نه در کوچه پس کوچه های زندگی 

*-.-* زندگی اجباریست (-.-) لاجرم باید زیست *-.-*

زندگی اجباریست (-.-) لاجرم باید زیست

درباره وبلاگ

 

به نامه یزدانه پاک
که مرا نهاد در این خاکه پاک

به ساله 68 بود زاییدنم
ناخواسته آوردنم روی خاک

نهادند نامم سعید و خواهد بود نامم
تا زمانی که روم به نزد یارانه پاک

سلام دوستای گلم
اسمم سعید ارشمیدسه( یعنی بهم میگن)
، 19 ساله از شهریار (اصالتا لاهیجانیم)
خوشحالم که وبلاگم سر زدید
من می خوام پچ پچای خودم
با دلمو که تو تنهایی ها با هم می کنیم
براتون بنویسم کنارش از فلسفه ترفند و جوک و اس ام اسای تاریخ گذشته و همه همه چیز براتون می نویسم

امیدوارم با نظراتون منو یاری کنید که بهتر و بهتر بنویسم


 

منوی وبلاگ

 

صفحه اول وبلاگ
آرشیو وبلاگ
(پروفایل سعید(ارشمیدس
عناوین مطالب وبلاگ

 

بايگاني وبلاگ

 

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385

 

آرشیو موضوعی

 

اولین نگاه
یادگار غربت
داستان
ترفند
دل نوشته
دانلود
تئوری ها
جملات زیبا
چرند و پرند

 

لينگ رفقاي گل

 

کل کل تو ایران
GESTURE
Life - a girl from paradise
همه جوره از همه جا
............یه لحظه لطفا
با مای بیبی سرتونو مثل یه مرد بالا بگیرین
شبگرد منتظر
بچه های باحال
تنها ماندم ....
دریای احساس
دفتری برای ثبت خاطرات عاشقانه
قطره بارانم
ابرهای بارونی,روزهای جوونی
آنتی بوی
جادوی سکوت
4LI (پسرخاک)
عشقبازی
دختر تنها
ناگفته های 12 دختر همکلاسی
•¤¤• مثل یک رویا •¤¤•
غریبه ی رهگذر
عشق ابدی من ......
سلام همسایه های 2
از روی دلتنگی
علیرضا ملیکا
یه دختر باحال و خفن
ღ♥ღ درگذشت خاطره ها ღ♥ღ
میلام...بارسلونا...پرسپولیس
★★بیاتوتفریح کن★★
چرت پرتایه یه آدم دیوونه
بچه باحالا بیان اینجا
یه شب مهتاب
باغ ستاره
تالار دلتنگی
حرف های نگفته قلب یک عاشق به معشوقش
سکوت پر صدا
°”خاطرات دخترک دانشجو`”°
اشعار یک شاعر مرده
سکوت
به کدامین گناه !!! (زندگی جاریست)
جزیره عشق
فقط سیاوش
نیلوفر مرداب
عاشقانه می نویسم
عکس ماشین
تنهاترین دختر
من دیگه عاشق نیستم(خسته ام خسته...)
عشق
یه بوسه گنده
من و خیال و خاطره
طرفداران هيلاري
(دنیای من( حتما ببینید
قلب های شکسته
پرتقالی
فقط به خاطر تو
(`'•_¸کلبه ی تنهایی ¸_• '´)
............ و اما عشق
فقط به خاطر تو عزیزم
الهه ی سکوت
الهام الهه پیروزی پرسپولیس
اونایی که کالبد شکافی نشدن
گوسفند زنده
ژاکوب
!بخوانیدش آس مان، پر از شب و تنهایی!
گاه نوشت
رویای کاغذی
عکسهاي خفن داغ داغ داغ بيا توووووووو
! عاشق فراری !
سینوس 360 درجه ی ما چند نفر
nice_sentences
کلبه سرد
احــسـاس مـحـبـت
دختری از جنس تنهایی

 

آمار وبلاگ

 

 

نظرسنجی وبلاگ

 

آهنگ وبلاگ

 


 
 
زمین دلگیر و خسته بود.

زمین دلگیر و خسته بود.

به یاد خاطراتش با آدم افتاد، یاد زمانی که ملائکه برای بردن خاک از روی او آمده بودند. چه التماس ها که نکرده بود، قسمشان داد به بزرگی خدا که نبرید، خاک مرا نبرید، این آدم برروی من گناه می کند، خاک مرا آلوده به خون برادرش می کند.

راست می گفت، آن هنگام که قابیل سنگ بر سر برادرش کوبید، زمین لرزید و گفت: نگفتم، نگفتم این آدم گناه می کند.

سال ها از پی هم می گذشت و زمین هر روز شاهد قتل و غارت بود، دگر امیدش نا امید شده بود.

تا یک روز صدای جیغی دهشتناک او را به خود آورد.

ایوان مدائن فرو ریخت.

دریاچه ساوه خشک شد.

آتشکده فارس که هزار سال روشن بود خاموش شد، نور الهی را در نقطه ای احساس کرد.

خوب گوش داد، صدای گریه کودکی را شنید.

به سرعت به مکه رفت، به خانه عبدالله. صدای گریه از آنجا می آمد.

از شادی فریادی کشید.

آری

نجات دهنده او آمده بود.

سال ها بزرگ شدنش را تماشا می کرد. در غار حرا بعثتش را جشن گرف.

به هنگام سختی ها کنارش بود، با او پیروزی ها را جشن می گرفت.

اما امروز درمانده بود.

به او گفته بود که امروز او را خواهم بود.

عزرائیل هیچ وقت در عهدش بی وفایی نمی کرد. بالاخره آمد و او رابرد.

با خود فکر می کرد آیا بعد از او آرامش به جامعه باز می گردد؟

با تفرقه ای که افتاد امیدش کور شد.

هنوز بدنش را غسل نداده بر سر خلافت دعوا دارند.

زمین اصلا گوش نمی داد داشت به وعده خدا فکر می کرد.

تا کی باید صبر می کرد نمی دانست.

چشم به غروب دوخته بود و انتظار مهدی را می کشید.

|ادامه مطلب|   فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*درجمعه 24 اسفند1386ساعت16:18   
مثل هر غروب جمعه ی دیگه ای دلم گرفته بود.

مثل هر غروب جمعه ی دیگه ای دلم گرفته بود.

کنار ساحل قدم می زدم و به تصویر غم زده ی خورشید روی آب نگاه می کردم.

چقدر غمگین بود.

مضطربانه روی افق قدم می زد، نمی دانم شاید امواج آب او را چنین مضطرب نشان می دادند.

دیگر مهلتی نداشت، باید می رفت، برای آخرین بار به دوردست ها نگاه کرد؛ لحظه ای درنگ کرد.

چیزی زمزمه کرد و رفت.

نشنیدم چه گفت. اما لحظه ای بعد آب صدایش را به گوشم رساند:

* این جمعه هم رفت و مولایم نیامد *

 

|ادامه مطلب|   فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*درجمعه 24 اسفند1386ساعت16:12   
از پنجره خاک گرفته به غروب مهر خیره می نگریستم.

از پنجره خاک گرفته به غروب مهر خیره می نگیرستم.

انگار میلی به غروب نداشت.

نمی دانم اما ؛ منتظر بود. با دو دستش لبه های افق را چسبیده بود.

اه، یادم آمد، امروز جمعه بود.

با حسرت گفتم: لحظه ای غروب مکن شاید آمد.

دیر شد.

دستان خورشید لیز خورد و با ناله ای رفت.

هنوز ناله اش دم گوشم زمزمه می کند:

* مهدی کی می آیی؟*

آهی کشیدم و رو از پنجره گرفتم و به ساعت نگاه کردم. ثانیه ها با چه سرعتی می چرخیدند، می خواستند لحظه ها را به سرعت طی کنند تا جمعه زودتر بیاید.

به سجاده ی خاک گرفته ای که کنج اطاق افتاده بود نگاه کردم، شرمنده شدم.

صدایی آمد، صدای پنجره بود، نزدیکش رفتم؛ رو به ستاره ها نجوا می کرد:

* الهم کن لولیک الحجة ابن الحسن. . . . .*

زمین و زمان می خواندنت آقا پس کی می آیی؟

|ادامه مطلب|   فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*درجمعه 24 اسفند1386ساعت16:7   
قصه عشق(رماني از صلاح الدين احمد لواساني - هندي)

قصه عشق

قصه عشق(رماني از صلاح الدين احمد لواساني - هندي)

قبل از اينكه به قصه بپردازم ، توضيح چند نكته رو لازم ميدونم.
اول : اين داستان صد در صد واقعي ست و من فقط در بعضي موارد اسامي افراد و اماكن رو در اون تغيير دادم.
دوم :بخشي از اين رمان سال 1356 به چاپ رسيد اما بعد از چاپ آن در سال 1357 ماجراهايي بوجود آمد كه مسير داستان كاملا" تغيير كرد . اما بعلت وقوع انقلاب در ايران اين رمان ديگر امكان چاپ مجدد نيافت . اكنون كه تصميم به باز نويسي اين رمان گرفته ام با توجه به عدم وجود حتي يك نسخه از چاپ قبلي ناچارم با استفاده از حافظه خود و دستنويسهاي بسيار قديميم كه مندرس و كهنه نيز گرديده به اين كار بپردازم. البته فصل هاي جديدي نيز به نوشته هاي قبلي اضافه خواهد شد. كه مربوط به سال 1357 است.

با سپاس بيكران
هميشه پایدار باشيد.

فصل اول - نگاه


×××××××××××××

ماجرا از يك شب سرد اسفند ماه سال ۱۳۵۴ شروع شد.

بالاخره بعد از دو روز زحمت شبانه روزي ,كار تزيين خونه و تدارك تولد تموم شد . درست چند ساعت قبل از جشن.

من كه حسابي خسته و كثيف شده بودم به امير پسر داييم كه كه تولدش بود و اين همه زحمت رو به خاطر جشن تولد اون كشيده بودم. گفتم : من ميرم خونه . يه دوش ميگيرم . لباسام رو عوض ميكنم و بر ميگردم .

امير با اصرار ميگفت : تو خسته اي خب همين جا دوش بگير لباس هم تا دلت بخواد ميدوني كه هست .

من بهانه آوردم و بالاخره قانعش كردم كه بايد برم و برگردم.

راستش اصل داستان مسئله كادويي بود كه بايد براش ميگرفتم ،

به هر صورت خودمو به خونه رسوندم و بعد از يه دوش آبگرم كه بهترين دواي خستگي من تو اون لحظه بود ، لباس پوشيدم و آماده حركت شدم.

چون قبلا" تصميم خودم را در مورد كادو گرفته بودم سر راه يه سرويس بروت كه شامل ادكلن ،عطر و لوسيون بعد از اصلاح بود و خودم يه ست مثل همون رو قبلا" خريده بودم . گرفتم و به سمت خونه دايي راه افتادم. هوا خيلي سرد بود و خيابونا حسابي يخ زده بود ، جوري كه . من كه بين بچه ها تو رانندگي به بي كله معروف بودم جرات نكردم خيلي شلتاق بزنم.

راستش با اينكه تازه هفده سالم بود اما دو سال بود خودم ماشين كه داشتم يعني از پونزده سالگي و رانندگي ميكردم البته بدون گواهينامه .

بهر صورت كمي دير رسيدم و تعدادي از مهمونها اومده بودند مسئول موزيك من بودم و دير كرده بودم.

نميدونم چه مرگم شده بود در حاليكه هوا بشدت سرد بود من احساس گرماي شديدي ميكردم. از در كه وارد شدم همه يه جيغ بلند و ممتد كشيدن و به اين وسيله ورود من رو خوشامد گفتن راستش از اونجايي كه من خيلي شيطون و در عين حال فعال بودم همه يه جورايي منو تحويل ميگرفتن .

من مركز موزيك هاي دست اول بودم و هرچي موزيك تاپ ميخواست تو بازار بياد .حداقل يه هفته قبلش تو بساط من ميتونستي پيداش كني . البته به همه اين خواص خوش سرو زبوني منو رو هم اضافه كن . به هر صورت با تشويق بچه ها پشت دستگاه استريو رفتم در همين حال به امير كه منو تا پشت دستگاه همراهي ميكرد گفتم من زبونم داره از حلقم در مياد. يه نوشيدني خنك ميخوام

سعيد چشم بلند بالايي گفت و بعد از چند لحظه يه ليوان شربت آبليمو كه قطعات يخ توش ملق ميزدن . داد دست من . منم لا جرعه سر كشيدم بي خبر از اينكه توي ليوان ودكا هم ريختن.

همه ميدونستن من تو زندگيم اهل دو چيز نيستم يكي سيگار و دومي مشروب .اما براي اينكه سر بسر من بزارن با اين پلتيك وبا استفاده از تشنگي شديد من اون شب يه ليوان ودكا به خورد ما دادن.

بهر صورت با گرم شدن كله من مجلس هم حسابي گرم شده بود .

يه سري موسيقي تاپ از سري نان استاپ ها كه تازه به دستم رسيده بود بچه ها را حسابي كوك كرده بود .

در همين زمان داشتم فكر ميكردم براي اينكه بچه ها يه كم خستگيشون در بره يه موزيك تانگو بزارم كه يكي از بچه ها به طرفم اومد و گفت : من دوتا آهنگ جديد آوردم كه البته شما بايد شنيده باشين يكيش مال ستار ودومي رو ابي خونده اگه ميشه اين دوتارو بزارين.

راستش جا خوردم آهنگ جديد از ستار و ابي .پس چرا بدست من نرسيده . بدون اينكه خودمو لو بدم گفتم آره آره دارم بزار ببينم . كه گفت : فرقي نميكنه اينم مال شماست. من نگاهي كردم و با تشكر نوار رو گرفتم و تو دستگاه انداختم .تا اومدم به خودم بجنبم ديدم هركس يه پارتنر انتخاب كرده و با اورتور آهنگ شروع كرده به
رقصيدن.

هر چي چشم انداختم ديدم كسي نيست كه من با هاش برقصم نا اميد داشتم پشت دستگاه بر مي گشتم كه ديدم دختر داييم نازيين يه كوشه نشسته و سرش رو انداخته پايين و داره گلهاي قالي رو نگاه ميكنه. به طرفش رفتم و گفتم افتخار مي........

این قصه رو بخونید واقعا قشنگه

دانلود قصه ی عشق

|ادامه مطلب|   فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*درجمعه 3 اسفند1386ساعت1:36   
سخن بزرگان و مشاهیر

" تاریخ سیر خود را بر زندگی مردان بزرگ بنا نموده است " . کارایل

" اي پسر هرچند تو جواني , پیرو عقل باش , نگويم جواني مکن , ليکن جواني خویشتن دار باش و از جوانان پژمرده مباش.چنانچه ارسطاليس مي گويد جواني نوعي از جنون است " .
قابوسنامه

" دشمنانت را خوب گوش بسپار که هیچکس بهتر از آنها عیبهای تو را گوشزد نمیکنند .
بنیامین فرانکلین

" هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند " .
لرد بایرن

" هر بدی میتوانی به دشمن نرسان که ممکن است روزی دوستت گردد و هر سری داری با دوستت در میان نگذار که ممکن است روزی دشمنت گردد " .
سعدی


" هر که از سرنوشت دیگران پند نگیرد دیگران از سرنوشتش پند خواهند گرفت " .
بزرگمهر

" انسان بندی ست بسته میان حیوان و ابر انسان. بندی بر فراز مغاکی " .
فردریش نیچه

" خودآختگی قابلیتی است که بسیاری ندارند " .
ارد بزرگ


" عظمت مردان بزرگ از طرز برخوردشان با مردات خرد آشكار مي شود " .
كارلايل

" آموزه ای پدید آمد و باوری در کنارش : همه چیز پوچ است ؛ همه چیز یکسان ؛ همه چیز رو به پایان ! " .
فردریش نیچه


" خوشرفتار کسی است که بتواند با ادمهای بد رفتار سازش کند " .
فرانسو

" درست حرف بزن و یا عاقلانه سکوت کن " .
ولز هربرت


" دشمن کوچک وجود ندارد " .
بنیامین فرانکلین


" دروغ مانند برف است هر چه آن را بگردانی بزرگتر میشود " .
مارتین

" اگر تو را دشمنی باشد دلتنگ مشو که هر که را دشمنی نباشد بی قدر و بها باشد " .
قابوسنامه


" در زندگی نادان سرانجام یک گره ، صدها گره باز نشدنی است " .
ارد بزرگ

" خدا به ما دو گوش داده و یک زبان یعنی دوتا بشنو و یکی بیشتر نگو! " .
بتوس

" خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمیسوزاند " .
تاگور


" خنده بهترین سلاح جنگ با زندگی است " .
آناتول فرانس


" خوشبختی در خانه شماست بیهوده آن را در باغ همسایه مجویید " .
مارک اورل


" استاد پرورندۀ روان است ، و پدر مادر پرورش دهندۀ جان " .
قابوسنامه


" به هنگام نکوهش هنگامه باران ، به بهره اش نیز بیاندیش " .
ارد بزرگ

" دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشی " .
فردوسی خردمند

" يوگا پيام خرد است و بشريت وارث اين پيام " . دالايي لاما

" شما نمیتوانید با تنفر داشتن از دیگری خودتان را به خدا نزدیکتر کنید، چه معتقد باشید که این خشمی بجاست و یا نه. رابطه میان روح - که شما هستید - و خدا بر اساس عشق است. و جاییکه عشقی پاک وجود دارد، هیچ جایی برای هیچ نوع خشمی وجود ندارد " .
سری هارولد کلمپ

" حقیقت زندگی این است که همه ی انسانهایی را که با آنها در تماس هستیم شاد کنیم " .
دیپاک چوپرا


" هرکه سخن نسنجد از جوابش برنجد " . سعدی

" روان مردگان و زندگان در یک ظرف در حال چرخش اند " .
ارد بزرگ


" آن کس که آفرینندگی و نو آفرینی می خواهد. در نیک یا بد. ناگزیر نخست می باید با نیست و نابود کردن ارزشها آغاز کند " .
فردریش نیچه

" به ما می آموزند که به خاطر بسپاریم ، چرا نمی آمزند که فراموش کنیم ؟ هیچکس نیست که زمانی در زندگی خود به این معتقد نشده باشد که حافظه همانگونه که نعمت است بلا و لعنت نیز هست " .
ف – ا – دوریویچ


" برای آنکه به فرودستی گرفتار نشویی ، دست گیر آدمیان شو " .
ارد بزرگ

" مقیاس ارزش انسان اهمیتی است که به وقت خود میگذارد " .
رالف امرسون

" گناهکاران همیشه در دادگاه وجدان خویش مبرا هستند! " .
ژورنال


" هیچ چیزی برای یاد گرفتن کوچک و هیچ چیزی برای انجام دادن بزرگ نیست " .
ویلیام وان هورن


" هیچ کس نزند بر درخت بی ثمر سنگ " .
سعدی


" مشعل نبوغ فروغ نیابد مگر آن زمان که نور حقیقت بر آن بتابد " .
کنت دوسکور


" وظیفه هنرها توصیف موارد خاصی از واقعیت نیست بلکه نشان دادن امور مطلق و کلی ای است که در پشت این موارد خاص و جزئی قرار دارند . به عنوان مثال یک نقاشی زنی خاص و فرزندش را به عنوان شمایل حضرت مریم و عیسی مسیح نشان می دهد اما برای اینکه این تصویر به مثابه هنری والا تلقی شود باید نشان دهنده چیزی از جوهر عشق مادری باشد . تابلوهای نقاشی بسیاری از حضرت مریم و کودک وجود دارد اما تنها هنرمندان بزرگ تصویری می آفرینند که به نظر می رسد عامل ملکوتی موجود در عطوفت مادرانه را ترسیم می کنند. به عبارتی آنچه در یک پرده نقاشی عالی مطرح است ایده یا تصوری است که تنها در یک مورد به خصوص (در اینجا عشق مادرانه) تجلی می یابد و این مورد خاص را تعالی می بخشد و از حد صرفا بازنمود آن فراتر می رود " .
شوپنهاور


" برای کسب گنج سکوت ، بارگاه دانش ات را بزرگتر بساز " .
ارد بزرگ

" انسان براي پيروزي آفريده شده است، او را ميتوان نابود كرد ولي نميتوان شكست داد " .
ارنست همينگوي

" بكوش تا عظمت در نگاهت باشد نه در آنچه مي نگري " .
آندره ژيد

" انسان هيچوقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي‌زند كه خيال مي‌كند ديگران را فريب داده است " .
لارشفوكو

" اگر بت‌ها را واژگون كرده باشي كاري نكرده‌اي، وقتي واقعاْ شهامت خواهي داشت كه خوي بت‌پرستي را در درون خويش از ميان برداري " .
نيچه

" تعلیم به احمق ها همانقدر بی ثمر است که بخواهیم با صابون ذغال را سفید کنیم " .
کیتز

" در کنارمان دلبر هست و اگر نیست ، در سفر رسیدن به اویم . پس تنهای وجود ندارد " .
ارد بزرگ


" آنکه نفس خود را بالاتر و برتر از آنچه که هست داند هرگز به سرحد کمال نرسد " . فارابی

 

" هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود " . جبران خلیل جبران

" رایزنی که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست " .
ارد بزرگ

" به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ، به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است " .
میشله

" در روز عشاق براي دوستت كارتي بفرست و روي آن بنويس : از طرف كسيكه فكر ميكند تو بينظيري " .
براون

" عشق ما را ميكشد تا دوباره حياتمان ببخشد " .
بوبن


" مردان آفريننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان " .
رومن رولان


" هنگامه شادمانه سرودن و بنواختن ، چه زود گذر و کوتاه است " .
ارد بزرگ


" همة چيزي كه در اين زندگي لازم داريد بي خبري و اعتماد به نفس است و موفقيت حتمي است " .
مارك تواين

" موفقيت توانايي رفتن از شكستي به شكست ديگر بدون از دست دادن شور و حرارت است " .
وينستون چرچيل

" زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند " .
داستايوفسكي

" خدا ازاديرا بكساني كه در جستجوي آن هستند مي دهد " .
وبستر

" ما چقدر دير متوجه مي شويم كه زندگي وحيات يعني همان دقايقو ساعاتي كه با كمال شتابزدگي و بي رحمي انتظار گذشتن آنرا داشته ايم " .
ديل كارنگي

" ستایش ، هنگام نو رُستن را " .
ارد بزرگ

" آنكسي كه از رنج زندگي بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود " .
چيني

" وقتي نانوا نان را با دقت و وسواس مي پزد و به دست مشتري ميدهد ، خدا با او در كنار تنور ايستاده است " . كريستيان بوبن

" اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم " .
شكسپير


" استعداد در فضاي آرام رشد ميكند و شخصيت در جريان كامل زندگي " .
گوته


" نیایش ها همان گونه پاسخ می یابند که پرسیده شده اند " .
رام تیرت


" اگر به دنبال بهبود روابطتان هستید، باید بدانید که انتظار یاری از طرف دیگر ارتباط ، بیهوده است. بهبود باید از شما نشأت گیرد ؛ شما می توانید با برقراری ارتباط با همه ویژگی هایی که در وجودتان هست حرکت را آغاز کنید. احساس در ماندگی ناشی از آن است که بین خود و خدا فاصله حس می کنید. به یاد آوردن این نکته که ما همگی یکی هستیم، در حقیقت به منزله بیدار کردن خداوند درونمان است " .
دبی فورد

" درختان بارور خم مي شوند و مردان بزرگ متواضع ميگردند، اما شاخه هاي خشک و مردم نادان مي شکنند وخم نمي شوند " .
ضرب المثل سانسکريت

" زندگی به تناسب شهامت آدمی گسترش یا فروکش می‌یابد " .
آنین نین

" برای کشتی‌ای که عازم هیچ بندری نیست، باد موافق معنا ندارد " .
میشل دومنتی

" موانع چیزهای وحشتناکی هستند که هرگاه شما چشم‌هایتان را از هدف دور نگاه می‌‌دارید، آن‌ها را می‌بینید " .
هامیلتون مابی


" نرمدلی و نرمش منش آدمی است و سنگدلی و سختسری منش اهریمن " .
ارد بزرگ

" به ياد داشته باش که امروز طلوع ديگري ندارد " .
دانته


" حتي آنگاه که بدون اميد زندگي مي کنيم هم آرزوهايي داريم " .
دانته

" بهشت نيز در تنهايي ديدني نيست " .
دانته

" چيزي عوض نمي شود ماييم که دگرگون مي شويم " .
هنري ديويد تورو


" مهم نيست اگر زمين بخوريد ، مهم دوباره برخاستن است " .
وينسنت لمباردي

" با زبان خوش و ملاطفت ، مي توانيد فيلي را با يک تار مو به دنبال خود بکشانيد " .
امثال الحکم

 

" شخص فقط می تواند آن جنبه هایی را در دیگران بپذیرند که در خود می پذیرد»
برای پذیرش آن حالت از خودتان که قبلا آن را طرد کردید ، باید رحم و عطوفت و درک داشته باشید.
باید دارای حس همدردی و همدلی باشید تا بتوانید بپذیرید که انسان هستید و تمامی جنبه های بشر را چه خوب و چه بد در خود دارید.
هنگامی که دلتان را به روی خودتان بگشایید متوجه خواهید شد که باهمه چیز و همه کس همدرد و همدل هستید " .
جیمز بالدرین


" اگر فقط طلب عشق کنی آنوقت نابالغ باقی خواهی ماند ، بچه باقی خواهی ماند . تا موقعی که بالغ نشوی و نتوانی عشق را نثار کنی ، هنوز از بچه گی در نیامده ای ... " .
آچاریا

" لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد " .
بودا

" انسان عاقل همیشه از بدگوییهایی که از او می‌شود استفاده می‌کند " .
ژرژ بانه


" رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی " .
ارد بزرگ

" اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری .بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری " .
فردوسی خردمند

" اگر به موفقیت خود واقعا ایمان داشته باشید حتما پیروز خواهید شد " .
داوید شوارتز

" اگر ما به معایب کوچک خود اعتراف می کنیم برای آن است که به طرف خود بفهمانیم که از معایب بزرگتری بری هستیم " .
فنلون

" کسی که همسر و کودک خویش را رها می کند ، در پی خفت ابدیست " .
ارد بزرگ

" آنچه ناگزیر و حتمی الوقوع است مرا خشمناک نمی کند. عشق به سرنوشت در اعماق دل من نهفته است " .
فردریش نیچه

" اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم بسیار سبک تر گردش می کردم.
در بهار با پای برهنه زودتر به راه می افتادم و در خزان با همان پاها، دیرتر برمی گشتم، بیشتر می رقصیدم شنگول تر اسب سواری می کردم و داوودی های بیشتری می چیدم " .
نادین استیر


" انسان خوشبخت آن كسي است كه حوادث را با تبسم و اندكي دقت بعلت وقوع آن تلقي وقبول نمايد " .
مترلينگ

" در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند " .
ارد بزرگ

" بخاطر بسپاريم كه تنها راه تامين خوشبختي اين نيست كه متوقع حقشناسي از ديگران باشيم بلكه خوبيهائيكه به آنها مي كنيم بايد فقط بمنظور تامين مسرت باطن خودمان باشد " .
ديل كارنگي

" خوشبختي شكل ظاهري ايمان است ،تا ايمان و اميد و سخت كوشي نباشد ،هيچ كاري را نمي توان انجام داد " .
هلن كلر

" كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند " .
گوته

" يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد " .
سقراط

" فكر خوب معمار و آفريننده است " . ديل كارنگي

" بدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویش را درست کند " .
ارد بزرگ

" فكر نو بسيار ظريف و حساس است ،با يك ريشخند كوچك مي ميرد و كنايه اي كوچك آن را بسختي مجروح مي كند " .
هربرت اسپنسر

" هرگاه بتوانيم از نيروي تخيل به همان اندازه استفاده كنيم كه از نيروي بصري استفاده مي كنيم هر كاري انجام پذير است " .
كارلايل

" آدم بي مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بي سرمايه است " .
پاسكال

" آنقدر شكست مي‌خورم تا راه شكست دادن را بياموزم " .
پطر

" پيروزي آن نيست كه هرگز زمين نخوري، آنستكه بعداز هر زمين خوردني برخيزي " .
مهاتما گاندي

" زیبارویی که می داند ، زیبای ماندنی نیست ، پرستیدنی است " .
ارد بزرگ

" مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني " .
كريستوفر مارلو

" شما ممكن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال كنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد " .
ولتر


" نگاهت رنج عظيمي است، وقتي بيادم مي‌آورد كه چه چيزهاي فراواني را هنوز به تو نگفته‌ام " .
آنتوان سنت اگزوپري

|ادامه مطلب|   فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*درجمعه 3 اسفند1386ساعت0:38   
.:. مطالبي که قبلا نوشتم، حتما بخونيد.:.
:: بابا رفت (کجا رفت؟)
:: ساینا جون تولدت مبارک
:: امام رضا تولدت مبارک، انشاالله صد سال دیگه بازم تولدت تو همین روز باشه
:: نفس نکش
:: مناسک دانشگاه
:: حذف تو حذف
:: تا اطلاع ثانوی تعطیل است
:: عشق چگونه است؟
:: بازیه بی معنی نویسی
:: شب ضربت
:: اندر احوالات کابینه ی شیطان
:: اندر احوالات شیطان و برصیصای عابد
:: یادگار غربت7
:: من برگشتم
:: نرم افزار های توپ 2
:: نرم افزار های توپ
:: کمک می خوام، دنبال اسم دخترم برای خواهر زاده ی آینده ام
:: یادگار غربت 6
:: سیب ممنوعه
:: روزنگار تعطیلات عید
:: سال 1388 مبارک
:: روز عجیب
:: زاهد
:: تولدم مبارک، یادتون نره من ساعت 4 به دنیا میام
:: یادگار غربت 5
:: یادگار غربت 4
:: یادگار غربت 3
:: بازی پرتاب لنگه کفش سمت جرج بوش 2
:: بازی پرتاب لنگه کفش سمت جرج بوش
:: عید مبارک

code Code Design By : chum.blogfa.com

Code--chum.blogfa.com-->