سلاو دوستان عزییز خوبین؟
واقعا شرمنده ام که اینقدر دیر ادامه داستان رو گذاشتم، آخه اصلا حس نوشتن نداشتم، تا میودم بنویسم جمله هام خراب میشد و رشته داستان از دستم در می رفت( همون رشته کلام خودمون)
خلاصه با کلی زور و زحمت ادامش رو نوشتم، اگه دوست داشتین برین بخونین، ولی هنوز تموم نشده
قربان همتون
بدرود تا درودی دگر
ادامه داستان
|
ادامه مطلب|
فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*درچهارشنبه 4 دی1387ساعت2:5
|
 |