سلام به همه ی دوستان
خوبین؟
واقعا شرمنده که اینقدر دیر به دیر آپ می کنم
جاتون خالی رفته بودم مشهد
همه تونم دعا کردم، خیالتون تخت
اصلا یه دعای کلی کردم تا اونی هم که یادم نبود حاجتش برآورده بشه به امید خدا
تو مشهد کلی بیکار بودم و نشستم ادامه داستان رو نوشتم
فکر کنم داستام یخورده بد شده، اگه لطف کنین و ایراداش رو بگین ممنون میشم
قربان همتون
برای خوندن ادامه داستان هم طبق معمول برین تو ادامه مطلب
راستی این جریان مشهد رفتنمم خیلی عجیبه، من آخرین بار پارسال رفتم مشهد، بعد موقع برگشتن رو کردم به حرم و گفتم: آقا من میرم، اما بر می گردم، این جمله رو با غرور گفتم
بعد گذشت تا اینکه چند بار برنامه مشهد رفتن جور شد، اما من پولم جور نمیشد تا با کاروانمون برم مشهد
تا اینکه یه هفته پیش دامادمون گفت: می خوایم بریم مشهد، میای؟
منم گفتم نه نمی تونم، پول جور نیست
گذشت تا اینکه شب قبل از اینکه کاروان راه بیافته من نشستم برای خودم آهنگ گوش کردم و یه شعر نوشتم، خلاصه برای خودم یه سیرو سلوکی کردم و یه راز و نیاز
فرداش کلاس داشتم، عابر بانک مامان و بابام دست من بود، از کلاس که برگشتم مادرم بهم زنگ زد و گفت: میگن اضافه کاری هارو ریختن، برو نگاه کن ببین جریان چیه؟
رفتم دیدم، بعله، یه ۲۲۰ تومن اضافه کار ریختن به حساب، منم زنگ زدم به دامادمونو گفتم: صبر کنین منم میام
دامادمون گفت: ما داریم راه می افتیم، نمیشه
من گفتم من حالیم نیست یه کاریش بکن
گفت باشه و قطع کرد
بعد بهم زنگ زد و گفت بیا فلان جا، یکی از مسافرا دیر کرده معطل اونیم
منم سریع لباسامو جمع کردم و رفتم سر قرار
خلاصه اینکه آقا بخواد بطلبه می طلبه
نوکرتم آقا
اینم اون شعری که گفته بودم
امشب دلم بدجور کرده هوای حرم
می خوام پر بکشم و به سقاخونت برم
با آب حوضت وضو بگیرم برای نماز
بلند کنم دستامو تو حرمت برای نیاز
بگم خدایا منو آوردی پیش ضامن آهو
پس بین کبوتر های حرمش جای من کو؟
می خوام از تو حیاط نگاه کنم به گنبد طلایی
بگم یا موسی بن جعفر تو یبن الرسول الهی
دلم لک زده برای یه جرعه آب سقا خونه
برای شنیدن فریاد اسمت از نقاره خونه
پس چرا نمی طلبی تا بیام تو باب الرضا
بخونم دعای اذن دخول به حرم امام رضا
از دور که گنبد طلاییت رو دیدم، خم بشم
بگم اسلام العیک و بنده ی بنده هات بشم
برای رسیدن به حرمت دوون بشم
بی خبر از مردم دنیا، مست ضریحت بشم
کفشامو بدم دست اون مردای مهربون خادمات
پا برهنه بدوام روی سنگ سرد سالنات
تا برسم جلوی در ورودی ضریحت
خم بشم ماچ بکنم سنگ زیر پای زائرت
می دونم وقتی چشم می افته به ضریحت
دوست دارم گریه کنم و بشینم گوشه ی ضریحت
برم بالای سرت آقا جون و نماز بخونم
دو رکعت نماز شکر، برای زیارتت بخونم
بخونم زیارتنامه برای گرفتن شفا
بکنم برای چشم به راهای گنبدت دعا
بگم یا امام رضا، تو که منو طلبیدی
قربون جدت چرا جواب زائراتو نمیدی
خیلی ها الان مشتاق دیدارتن، آقا جون
منتظر یه اذن برای دیدنتن، آقا جون
پس چرا اذن نمیدی به این بنده کمترینت
چرا راه نمیدی نوکرتو به بهشت برینت
دلم پر کشیده برای خیابون امام رضا
وایسم تو خیابون و نگاه کنم به گنبد امام رضا
به اون گنبد طلاییش که می درخشه زیر نور
آدمو می بره به آسمون، به عرش خدای نور
اما اینا همش برام شده یه آرزو
نمی تونم برم مشهد برای دیدن او
چون که بار آخر رو کردم به گنبدشو گفتم
من بازم میام پیشت، اما بدا بهم که با غرور گفتم
این شده که الان دلم هوای حرمشو کرده
امیدم رو برای دیدن قبرش، کور کرده
چاره ای ندارم جر اینکه بگم به امام رضا
بچگی کردم، العفو، یا علی ابن موسی الرضا
قربان همتون
بدرود تا درودی دگر