سلام
امروز خیر سرمون اولین روز دانشگاه بود

دهنم آسفالت شد
فکر کنم تمام فحش هایی که بلد بودمو امروز مرور کردم
کسی تو دانشگاه نموند که بهش فحش نداده باشم
بی ادب نیستم
ولی اگه شما هم جای من بودید و یه ساعت و نیم دنبال کلاستون می گشتید اما آخرش پیداش نمی کردین به زمین و زمان فحش میدادید
مسخره ها یه توضیح کوچیک نمیدن، فقط نوشته بودن مشخصه ۳۱۰۲ فارسی عمومی استاد خانوم فلانی
دیگه هر جا که فکرشو بکنین رفتم
حتی اتاق رئیس دانشگاه هم رفتم، گفتم حاجی این کلاس ۳۱۰۲ کجاست
گفت نمی دونم




رفتم ساختمون علوم پایه اتاق اساتید
کلی داد و بیداد که آی فلان فلان شده ها این چه برنامه ای و فلان
اخرش یارو یه برگه در آورد گفت مشخصه درس چیه؟
گفتم ۳۱۰۲
کاغذ هاشو نگاه کرد گفت: ببین این کاری که تو می گی به من ربطی نداره ها، دارم همینجوری بهت می گم
مثلا داشت منت میذاشت
گفت: نگاه کن، کلاست اینجاست، اتاق ۲۲۰۳
گفتم پس این ۳۱۰۲ چیه؟
گفت این هیچی، این مشخصه ی درسته، باید بری تو لیست نگاه کنی تا بفهمی کلاس چندی
گفتم: بابا لیست هارو حفظ کردم انقدر خوندم، نبود
گفت لابد ننوشتیمش
منم رفتم ساختمون دوم طبقه ی دوم کلاس ۰۳
اما خالی بود
قاطی کردم، رفتم اتاق اساتید پیش همونی که کلاس هارو تنظیم می کنه

دیگه انقدر عصبی بودم فکر کنم یارو خودش فهمید
گفت چیه پسرم؟
گفتم این درس فارسی عمومی کجاست؟ استادش خانوم ....یه
گفت مشخصه اش
گفتم ۳۱۰۲
برگه هاشو نگاه کرد گفت: اتاق ۱۱۰۴
گفتم پس اون قبلیه چی می گفت اتاق ۲۲۰۳؟
گفت اینجا کلاس بوده، مگه تو بورد هارو نگاه نکردی؟
گفتم بابا همه رو نگاه کردم نبود
گفت خداییش نگاه نکردی، گفتم نگاه کردم بابا
دستمو گرفت گفت بیا بریم نشونت بدم
رفتیم پایه یه بورد گوشه سالن، گفت اینجاست
نگاه کردم دیدم ۷-۸ تا برگه ی آچاره که ریز ریز توش نوشته
رو یکی فقط نوشته بود: ۱۱۰۴ خانم ...... فارسی عمومی
گفتم: من حضرت عیسی نیستم که علم غیب داشته باشم، چشام میکروسکوپم نیست که این خطهارو بخونم، از کجا بفهمم این کلاس منه؟
گفت این دیگه مشکل خودته، خودت باید بگردی
گفتم دو روز بشینم دونه دونه این برگه هارو بخونم؟
گفت آره
گذاشت رفت
منم رفتم خونه گفتم: گور پدر همتون(فحش آخر
)
جالبش اینجاست، استاد اومده رفته سر کلاس، دیده هیشکی نیست، رفته اتاق اساتید گفته: وقتی شاگرد ها نیستن چرا میگین بیاین سر کلاس؟
به یارو گفتم: خوب مومن هیشکی نتونسته کلاس هارو پیدا کنه، چطوری توقع داری بچه ها برن تو کلاس؟
چند تا دیگه از بچه هام دنبال کلاس می گشتن
بهشون گفتم: کلاس هفته ی بعده، امروز تشکیل نمیشه
خلاصه اینجوری بود که من چند بار دور دانشگاه رو طواف کردم و هفت بار از این دانشکده به اون دانشکده رفتم و سنگ انداختم و فحش دادم
این خاطره ی روز اول بود
ببینیم فردا چی میشه؟
فردا ساعت ۴ کلاس فیزیک دارم، باید از ساعت ۱۲ برم تا بتونم کلاسمو پیدا کنم
کسی فروشگاه کفش آهنی سراغ نداره؟


بدرود تا درودی دگر
|
ادامه مطلب|
فوران ترشحات مغز*سعید(ارشمیدس)*درچهارشنبه 8 مهر1388ساعت3:23
|
 |